تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

تازه دارم درک‌شان می‌کنم! همان‌هایی که همیشه وقت انتخابات تویِ تلویزیون نشان‌شان می‌دهند و در برابر سؤال تهوع‌آور "چرا ما باید در انتخابات شرکت‌کنیم؟" جواب‌می‌دهند:"ما طبق وظیفه‌ی دینی‌مان و برای‌این‌که مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بزنیم در صفوف به‌هم‌پیوسته در انتخابات‌شرکت‌می‌کنیم"

 حالا حکایت ماست! از همه‌ی شما –به‌ویژه ساکنان تهران- خواهش‌می‌کنم بنا‌بر وظیفه‌ی ملی‌تان، طبق وجدان‌تان، به‌خاطر شرف‌تان، در انتخابات شوراها شرکت‌کنید و اگر اعضای لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان قاتل پدرتان هم هستند به آن‌ها رأی‌دهید. خانواده، دوستان و اطرافیان‌تان را با هر ترفند و روشی و اگر لازم‌شد به‌زور پای صندوق بیاورید تا به آن لیست رأی‌دهند. اصلاً مهم‌نیست که این‌ها کی هستند ،چه‌می‌گویند، هدف‌شان چیست و چه خواهند‌کرد، مهم این‌است که یک سطل آب سرد روی سر فلانی بریزیم و شپلق توی گوشش بزنیم. کسانی که در توهم و رؤیا هستند-وچه بد رؤیایی- را فقط این‌جوری می‌شود از خواب‌پراند. اگر این‌کار را نکردید و نتیجه چیز دیگری شد، فردا با چه رویی در آینه به خود نگاه‌می‌کنید؟ رؤیای‌شان را کابوس‌کنیم، فقط به‌خاطر خودمان.

"یکی

از دریچه‌ی ممنوع خانه

برآن تل خشک خاک نظر‌کن:

آه، اگر امید‌می‌داشتی

آن خشک‌سار

کنون این‌گونه

از باغ و بهار

بی‌برگ‌نبود

و آن‌جا که سکوت به ماتم نشسته

مرغی می‌خواند"

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 21:1  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin