بازخوانی بخشی از کتاب معمای هویدا نوشتهی دکتر عباس میلانی برایم جالب و حتی کمی تکاندهنده و روشنگر بود. آدم را به فکر وامیدارد:
"... و چنینبود که یکی از مهمترین طرحهای جدید دولت هویدا، که مستلزم حدود دومیلیارد سرمایهگذاری سالانه بود، بدون کلامی از سوی نخستوزیر]هویدا[، بدون مشورت با هیأت دولت و بدون اظهارنظر و تمایل مجلس آغازشد... هویدا میدانست که مسئلهی اتم از جمله مسائل مورد علاقهی شخص شاه است و بههمینخاطر حتیالامکان از دخالت در آن دوریمیجست. هرگز از اعتماد]اولین رئیس سازمان انرژی اتمی[ نپرسید که هدف برنامههای اتمی ایران چیست؟ البته هویدا ظاهراً تنها کسی نبود که نسبت به اهداف برنامهی اتمی ایران کنجکاوی جدی نشاننمیداد. خود اعتماد هم میگفت:"من خیلی راحت میفهمیدم که چهمیخواهند. میدیدم که نقطههایی از یک موزاییک بزرگ بهتدریج ایجادمیشوند" تنها کسی که از طرح اساسی این موزاییک بزرگ اطلاعداشت شخص شاه بود. دستوردادهبود که رئیس سازمان انرژی اتمی شخصاً به شاه گزارشدهد. ظاهراً چنین ساختاری با نفس قانون اساسی ایران مغایرتداشت. وقتی یکی از سناتورها در مذاکرات مربوط به طرح لایحهی ایجاد سازمان انرژی اتمی این نکته را متذکرشد، شریف امامی، رئیس مجلس سنا وارد کار شد و به کمک او مسئله را حلکردند."