امروز در خبرها خواندم که تعدادی از زنان تجمعی علیه آنچه بدحجابی نامیدند، برگزارکردهاند. گویا عمادافروغ هم به آنها قولداده که قانون ساماندهی مد و لباس را به سرانجامبرساند.
خواندن این خبرها مرا همیشه به یاد سیاستهایی میاندازد که آنها را "هدایت تحمیلی" ناممینهم. بنیاد نظری بسیاری از فعالیتهای بهاصطلاح فرهنگی در کشور ما همین مبناست. هدایت تحمیلی یعنی اموری وجوددارند که ارزشها نامیدهمیشوند و حکومت وظیفهدارد مردم را بهسوی آنها هدایتکند. هدایت تحمیلی را همهجا میبینیم:در کتابهای درسی، در رادیو و تلویزیون، در نهادها و سازمانهای فرهنگی وابسته به دولت، در بسیاری از قوانین نوشته و نانوشته.آقای افروغ گمانمیکند حکومت وظیفدارد لباس مناسب را به مردم معرفیکند، برایش تبلیغکند و آنرا به تن مردم بپوشاند! تلویزیون فکرمیکند موسیقی سنتی ارزش است و موسیقی پاپ (بهویژه اگر شاد و پرتحرک باشد) ضدارزش و تلویزیون وظیفهدارد اولی را ترویجمیکند و دومی را محو یا منحرف. اگر شما خواننده هستید و میخواهید معروفشوید راهحل ساده است، ترانهای دربارهی مثلاً نماز بخوانید تا تلویزیون به وظیفهی هدایتگرانهاش عملکند یا آهنگی راجع به امام علی بخوانید تا کاست شما از ارشاد مجوز بگیرد و... چه بسیارند نهادها، سازمانها، سمینارها و جشنوارهها و... که با بودجههای کلان عمومی بهخاطر هدایت مردم برپا شدهاند.
۱- آقایان! خانمها! حکومت نه وظیفهای در قبالِ هدایت مردم دارد و نه حق هدایت تحمیلی آنان را. همه یکبار به دنیا میآییم و حقداریم آنگونه که میپسندیم زندگیکنیم.
۲- آقایان! خانمها! در سالهای اخیر آزادیهای اجتماعی در ایران فوران نکرده وافسارگسیخته نشدهاست. توجهفرمایید که ما در دنیایی زندگیمیکنیم که قانون "حجاب اجباری" حتی در ۱ درصد کشورها هم وجودندارد. توجهفرمایید که در هیچ سرزمینی در هیچ برههای از تاریخ، قانون حجاب کامل اجباری برای کلیهی زنان موجود در آن سرزمین (چه ساکن و چه مسافر) با هر دین و مذهب و ملیت وجودنداشته و اجرانمیشدهاست. زشتی کشف حجاب اجباری تفاوتی با زشتی حجاب اجباری ندارد. ناپسندی در درجهی اول نه از حجاب در یکی و بیحجابی در دیگری است، بلکه از اجباری بودن و هدایت تحمیلی مستتر در آن است.
۳- آقایان! خانمها! چاه هدایت تحمیلی برای هیچکس، چه مخالف چه موافق، آبی نخواهدداشت، هرچند برای برخی نان دارد!
