تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

گمبا (Gemba) واژه‌ای ژاپنی است که به معنی "محل اصلی وقوع یا وجود چیزی" به‌کار‌برده‌می‌شود؛ مثلاً در هنگام اتش‌سوزی یک بازار بزرگ، مغازه‌‌ی پارچه‌فروشی که آتش‌سوزی از آن‌جا سرایت‌کرده‌است را گمبای آتش می‌نامند. می‌توان بر‌اساس همین واژه در دنیای سیاست و جنگ قدرت نیز اصطلاح "گمبای قدرت" را به‌کار‌برد.
در سال‌های اخیر، ناظران وتحلیل‌گران سیاسی هر‌چند‌مدتی محلی را به عنوان گمبای قدرت در ایران معرفی‌کرده‌اند؛ یک‌روز از خاتمی و ناطق صحبت‌بوده، یک‌روز از خاتمی و مصباح، یک‌روز شورای نگهبان و اصلاح‌طلبان و روزی‌دیگر قوه قضاییه و فعالان سیاسی. در این دوقطبی‌ها به گمان من عمداً یا سهواً گمبای قدرت در ایران نادیده‌گرفته‌شده و یا اشتباه معرفی‌شده‌است. خلاصه این‌که تحلیل‌گران سیاسی در ایران معمولاً آدرس عوضی به مخاطبانشان می‌دهند.
از نظر من واضح‌است که گمبای قدرت در ایران پس از فوت آیت‌ا...خمینی در جایی رخ‌داده که "اسلامیست‌های چپ‌گرای صاحب قدرت" با "میانه‌روهای راست‌گرای صاحب قدرت" رو‌در‌رو بوده‌اند. یک‌طرف فرد و جریانی که قدرت قضایی، نظامی، انتظامی و رسانه‌ای (یعنی چهار عامل اصلی قدرت)، را به‌همراه مجموعه‌ای از نهادهای علنی و غیرعلنی قبضه‌کرده و در سوی دیگرفرد و جریانی که اگر چه عوامل اصلی قدرت را در‌دست‌ندارند، اما به لحاظ تجربه‌ی مدیریتی-اقتصادی، دنیادیدگی، اطلاعات پشت پرده ،افراد کلیدی و نفوذ گسترده، موازنه‌ای شکننده برقرار‌کرده‌اند.
اگر این نظر را بپذیرید، سویه‌ی دیگر سیاست در ایران را درک‌خواهید‌کرد. مثلاً دوم خرداد، دست‌پخت گروه دوم بود، که نهایتاً مسائل آغازین مجلس ششم ،هر دو گروه را علیه جریان ناخواسته‌متولد‌شده (اصلاح‌طلبان جوان و چپ‌های زنده‌شده)، متحد‌کرد که به توقف اصلاحات انجامید. انتخابات نهم، پاتک گروه اول است که تا حدودی موازنه را بر‌هم‌زده‌است.
کسانی که این‌روزها به وفور اصطلاح "رفسنجانیست‌ها" را به‌کار‌می برند، اگر چه بخشی از حقیقت را درک‌کرده‌اند، اما همچون ادمی یک‌چشم دیدشان کامل نیست و کسانی نیز که به دفعات دشمن خود را شورای نگهبان، قوه قضاییه، حزب پادگانی، پوپولیسم و... معرفی‌کرده اند، بازی بزرگ‌تر را یا ندیدیده‌اند یا نخواسته‌اندببینند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 21:2  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin