تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

گمانم وبلاگ نویسی بعد از کار در معدن سخت ترین مشاغل دنیا باشد! نوشتن‌اش یک بدبختی‌است و ننوشتن‌اش هم یک بدبختی... اما خوش‌بختانه بدبختی شیرینی‌است، طعم انگور‌سیاه دارد.
همین دور و بر‌ها بودم با مشغله‌های پایان‌ناپذیر زندگی. صد‌بار پیش‌آمد که دلم‌می‌خواست مطلبی که به ذهنم رسیده‌بود را بنویسم و منتشر‌کنم، ولی نشد. امشب دیدم اگر الآن چیزی ننویسم دیگر باید أشهد وبلاگ و وبلاگ‌نویسی را بخوانم و مگر آدم دلش‌می‌آید؟! کجا پیدا‌می‌کنم چنین جایی را؟؛ کجا؟
وبلاگ‌خوانی‌ام خیلی منظم‌تر‌است. مطمئن‌باشید که وبلاگ شما را هم خوانده‌ام. خیلی از وبلاگ‌ها را از طریق گوگل‌ریدر در فاصله‌های زمانی که پیش‌می‌آید می‌خوانم.
به وبلاگ خودم که نگاه‌می‌کنم این اواخر بیش‌تر رنگ سیاسی گرفته‌است، رنگ قهوه‌ای سیاست. کی‌می‌شود که از رنگ خاکستری فلسفه بنویسم، یا از رنگ صورتی شعر، و یا از قرمز عشق؟؛ کی؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 21:3  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin