تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

این که کسی دغدغه‌ی معیشت و وضعیت اقتصادی خودش و خانواده‌اش را داشته‌باشد، اصلاً چیز بدی نیست و خیلی هم طبیعی است، اما نباید این دغدغه را با ریاکاری به شکلی دیگر نشان‌دهد. روی سخنم با روزنامه‌نگارانی است که این روزها در اثر توقیف روزنامه‌های‌شان بی‌کار شده‌اند؛ اما به‌جای این‌که بگویند دغدغه‌ی معاش دارند، به شکلی خود-قهرمان-انگارانه می‌گویند که "قلم را بر زمین‌نمی‌گذاریم" و "ما می‌مانیم" و از این دست خزعبلات! روزنامه‌ای که توان آگاهی‌بخش ندارد و در مرداب متعفن سانسور و خوسانسوری گرفتار است را چرا منتشرمی‌کنید؟ چرا ویترین آزادی را برای آزادی-ستیزان تزیین‌می‌کنید؟ اگر اجازه‌ی کار روزنامه‌نگاری به‌معنای دقیق کلمه به شما داده‌نمی شود، چرا کار‌می‌کنید؟ مگر سال 79 که همه‌ی روزنامه‌های اصلاح‌طلب را بستند، از گرسنگی مردید؟ چرا ده تا "فیلم" و "دنیای تصویر" و "چلچراغ" و... در‌نمی‌آورید؟ آیا مطالب ادبی، سینمایی، ورزشی و... را در نشریات غیرسیاسی که حساسیتی هم روی آن‌ها نیست نمی‌شود منتشر‌کرد؟ آیا قشر روزنامه خوان، دست رسی به اینترنت ندارند که تحلیل‌ها و اخبار سیاسی‌ را از آن طریق پی‌گیری کنند؟ این ریاکاری نیست که کسانی که مدام به اصلاح‌طلبان غر‌می‌زدند و می‌زنند که چرا به "عدم همکاری" و "خروج از حاکمیت" و "استعفاء" و... نپرداختند، خودشان تن به این ذلت‌بدهند که تیتر اول روزنامه‌شان را دولت احمدی‌نژژاد تعیین‌کند؟  

خانم‌ها و آقایان روزنامه‌نگار و قهرمان، حقیقت تلخ این است که روزنامه ها در حال حاضر باشگاهي براي دورهم نشيني روزنامه نگاران و بنگاه کسب درآمد براي آنان است و نه هيچ چيز ديگر. نه رکن چهارم دموکراسي است و نه محل نقد قدرت و سياست هايش و نه از آگاهی و حقوق مردم دفاع‌می‌کند. این چاه‌هایی که برای ملت آبی ندارند را نکنید. من از "سکوت" طرف‌داری نمی‌کنم، بلکه از "ذلت تسلیم" بدگویی‌می‌کنم و به "توقیف داوطلبانه" توصیه‌می‌کنم.

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 11:54  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بعضی از اهالی خوب وبلاگستان، مثل خسرو نقیبی و لیلی نیکونظر، این روزها در وبلاگ‌های‌شان از فعالیت‌هایی که در تلویزیون دارند صحبت‌می‌کنند. من در تعجبم که آیا کسانی مثل این دوستان به‌خاطر همکاری با صداو سیما دچار چالش اخلاقی نیستند؟ چگونه کسی که پیداست مخالف جهت‌گیری‌های صدا و سیماست -که آشکارا شامل حمایت از استبداد، هدایت تحمیلی، سانسور، مقابله با روشن‌فکری و آزادی و حقوق شهروندی است- برای پربیننده‌تر شدن این مثلاً رسانه تلاش‌می‌کند؟ آیا آقای نقیبی، حاضر است اگر کیهان پول‌بدهد برایش نقد فیلم بنویسد؟ تازه، حساب تلویزیون به‌لحاظ فراگیر بودن از کیهان جداست. چگونه کسی که از توقیف هم‌میهن ناراحت و پریشان‌می‌شود، به همکاری در تولید برنامه‌ای می‌پردازد که به مصاحبه‌ای هم‌دلانه با قاضی توقیف‌کننده می‌پردازد؟ ژورنالیست‌های ایرانی در به چالش‌کشیدن سیاستمداران ید طولایی دارند، ولی نوبت خودشان که می شود، خیلی راحت‌می‌گویند از عوامل پشت صحنه‌ی برنامه‌ای تلویزیونی هستند. همان تلویزیونی که هویت و چراغ و کنفرانس برلین و به اسم دموکراسی و ۲۰:۳۰ را می‌سازد. همان که در کمیته‌ی ۳نفره، سایت ها و وبلاگ ها را فیلطر‌می‌کند. تأسف آن‌جاست که کارگردانان مطرح هم به‌خاطر یک‌مشت دلار کثیف، برای این رسانه‌ی چرک فیلم داستانی می‌سازند تا مجبور‌نباشد فیلم‌های روز دوستان‌شان در سینما را بخرد و پخش‌کند.
این روزها که بحث گرفتن پول ازدست خارجی داغ است، کسی به گرفتن پول از سرکوب‌گران داخلی اعتراضی‌ندارد؟ مرز همکاری‌تان کجاست اقای نقیبی، خانم نیکونظر و..؟
+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 20:14  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin