این که کسی دغدغهی معیشت و وضعیت اقتصادی خودش و خانوادهاش را داشتهباشد، اصلاً چیز بدی نیست و خیلی هم طبیعی است، اما نباید این دغدغه را با ریاکاری به شکلی دیگر نشاندهد. روی سخنم با روزنامهنگارانی است که این روزها در اثر توقیف روزنامههایشان بیکار شدهاند؛ اما بهجای اینکه بگویند دغدغهی معاش دارند، به شکلی خود-قهرمان-انگارانه میگویند که "قلم را بر زمیننمیگذاریم" و "ما میمانیم" و از این دست خزعبلات! روزنامهای که توان آگاهیبخش ندارد و در مرداب متعفن سانسور و خوسانسوری گرفتار است را چرا منتشرمیکنید؟ چرا ویترین آزادی را برای آزادی-ستیزان تزیینمیکنید؟ اگر اجازهی کار روزنامهنگاری بهمعنای دقیق کلمه به شما دادهنمی شود، چرا کارمیکنید؟ مگر سال 79 که همهی روزنامههای اصلاحطلب را بستند، از گرسنگی مردید؟ چرا ده تا "فیلم" و "دنیای تصویر" و "چلچراغ" و... درنمیآورید؟ آیا مطالب ادبی، سینمایی، ورزشی و... را در نشریات غیرسیاسی که حساسیتی هم روی آنها نیست نمیشود منتشرکرد؟ آیا قشر روزنامه خوان، دست رسی به اینترنت ندارند که تحلیلها و اخبار سیاسی را از آن طریق پیگیری کنند؟ این ریاکاری نیست که کسانی که مدام به اصلاحطلبان غرمیزدند و میزنند که چرا به "عدم همکاری" و "خروج از حاکمیت" و "استعفاء" و... نپرداختند، خودشان تن به این ذلتبدهند که تیتر اول روزنامهشان را دولت احمدینژژاد تعیینکند؟
خانمها و آقایان روزنامهنگار و قهرمان، حقیقت تلخ این است که روزنامه ها در حال حاضر باشگاهي براي دورهم نشيني روزنامه نگاران و بنگاه کسب درآمد براي آنان است و نه هيچ چيز ديگر. نه رکن چهارم دموکراسي است و نه محل نقد قدرت و سياست هايش و نه از آگاهی و حقوق مردم دفاعمیکند. این چاههایی که برای ملت آبی ندارند را نکنید. من از "سکوت" طرفداری نمیکنم، بلکه از "ذلت تسلیم" بدگوییمیکنم و به "توقیف داوطلبانه" توصیهمیکنم.
