تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

کمتر از نه ماه دیگر،‌ انتخابات مجلس هشتم است و دوباره بحث‌های سیاسی مربوط به آن اوج‌می‌گیرد. دوباره برخی دلایلی به‌نفع تحریم انتخابات می‌آورند و بعضی از شرکت در انتخابات و رأی به اصلاح‌طلبان دفاع‌خواهند‌کرد. به‌نظر من اما، زمان صحبت‌کردن در مورد این موضوع، همین حالاست و نه چندهفته مانده به انتخابات. من پیشنهادم را در این‌باره به تفصیل شرح‌می‌دهم و از همه‌ی شما می‌خواهم که نظرتان را راجع به محتوای این پیشنهاد و چگونگی عملی‌کردن آن در وبلاگ‌های‌تان یا در بخش نظرات بنویسید.
پیشنهاد من "حمایت مشروط از اصلاح‌طلبان پیش از انتخابات" و"حمایت انتفادی از آنان پس از انتخابات" است. منظورم این است ‌که ما شرایطی برای حمایت از ائتلاف اصلاح‌طلبان و دادن آرای گسترده به آن‌ها در انتخابات تعیین‌کنیم و در صورتی که آن‌ها رسماً پذیرفتند، حتی برای‌شان تبلیغ‌کنیم و پس از موفقیت احتمالی پی‌گیرانه تحقق شرایط مورد‌نظرمان را خواستار‌شویم. ادعایم این‌است که اگر اجماعی نسبی بر پیشنهاد من حاصل‌شود، حمایت از اصلاح‌طلبان منطقی و بهتر از هر گزینه‌ی غیرعملی و ناکجاآبادی دیگری خواهد‌بود.
در‌مورد محتوای این شرایط باید گفت‌وگو و بحث‌کرد. مثلاً چیزی که الآن به ذهن من می‌رسد را در‌نظر‌بگیرید:
۱- ائتلاف اصلاح‌طلبان در صورتی در انتخابات شرکت‌می‌کند که به‌طور نسبی "رقابتی وآزادانه" باشد. شاخص قابل سنجش آن "امکان معرفی نامزدهای اصلاح‌طلب به میزان دست‌کم دوسوم تعداد نمایندگان هر حوزه‌ی انتخابیه" است. (مثلاً اگر تهران ۳۰ نماینده در مجلس دارد، ائتلاف اصلاح‌طلبان بتواند لیستی ۲۰نفره معرفی‌کند)
۲- ائتلاف اصلاح‌طلبان در صورتی نتایج انتخابات را می‌پذیرد که انتخابات به‌طور نسبی سالم برگزار‌شود. روش سنجش این موضوع تعیین یک هیأت ویژه با اعضایی موجه قبل از انتخابات است که پس از اعلام نتایج انتخابات، جلسه‌ای بر‌گزار‌کنند و نهایتاً سالم یا ناسالم‌بودن انتخابات از نظر ائتلاف را اعلام‌نمایند، کلیه‌ی نامزدهای پیروزاصلاح‌طلب موظف و متعهدند که در صورت اعلام ناسالم‌بودن انتخابات استعفاء دهند.
۳- ائتلاف اصلاح‌طلبان بایستی قول‌دهد که مجموعه‌ای از طرح‌ها را به‌طور هماهنگ و هم‌زمان در مجلس تصویب‌کند و برای تصویب‌نهایی توسط شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت تعامل و کوشش‌کند و تا تصویب نهایی این مجموعه قوانین، در جلسات مجلس شرکت‌نکند!! (آبستراکسیون مشروط به تصویب نهایی طرح‌ها) این‌که این طرح‌ها شامل چه‌چیزهایی باشند را باید تا پیش از انتخابات معلوم‌کرد ولی به‌طور کلی همان لوایح دوگانه‌ی خاتمی –که تصویب‌نشد-، قانونی در حمایت از حقوق زنان (شکلی کم‌تر حساسیت‌بر‌انگیز از کنوانسیون رفع تبعیض از زنان)، قانونی در حمایت از آزادی مطبوعات، قانونی در منع هدایت تحمیلی و کاهش تصدی‌گری دولت در عرصه‌های فرهنگی-اجتماعی، یا حتی قانونی که به‌موجب آن انتصابات به پیشنهاد مجلس و تأیید منصوب‌کننده صورت‌گیرد. (مثلاً رئیس صداو سیما، اعضای مجمع تشخیص مصلحت، شورای نگهبان و...توسط ره‌براما به پیشنهاد مجلس انتخاب و منصوب‌شوند).
۴- ائتلاف اصلاح‌طلبان بایستی بپذیرد که در صورت آزادانه نبودن انتخابات (بند ۱)، سالم‌نبودن آن (بند ۲) یا عدم موفقیت در اجرای بند ۳ با تعیین همین سه شرط برای مسئولین رده‌بالا، تا تحقق آن‌ها در هیچ ‌انتخاباتی شرکت‌نکند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 12:9  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چرا کم می‌نویسم؟ توجيهات زيادي در پاسخ به این سؤال می‌توانم بنویسم، ولی دلیل واقعی‌اش این است که من بیش‌تر "شخصی" یا "سیاسی-اجتماعی" نوشتن را دوست‌دارم، اما به دلایلی که نه می‌توانم و نه می‌خواهم بگویم و به کار شخصی‌ام مربوط می‌شود، نمی‌شود در این دو زمینه آن‌طور که می‌پسندم، بنویسم. در این‌روزها هم ایده‌ی نوشتن یادداشت‌های زیادی به ذهنم رسیده‌است، اما همان ملاحظه نمی‌گذارد جریان سیال ذهن به نوشته‌های وبلاگی تبدیل‌شود. گاهی به راحتی و آزادی بعضی وبلاگ‌نویس‌ها غبطه‌می‌خورم! وبلاگ‌نویسی را دوست‌دارم و جدی می‌دانم اما...
به این فکر‌می‌کنم که چه می‌توان کرد؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 21:47  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در مورد مسأله‌ی هسته‌ای ایران تا‌کنون بحث‌های گوناگونی شده‌است و به‌جز نظرات رسمی دولت‌ها، نظرات صاحب‌نظران مختلف، روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان و... را هم خوانده و شنیده‌ایم؛ اما چیزی که جایش خالی‌است اظهار نظرغیردولتی‌ها در مورد این است که فکر‌می‌کنند برنامه‌ی هسته‌ای ایران آن‌طور که غربی‌ها می‌گویند نظامی است یا آن‌طور که دولت ایران می‌گوید صلح‌آمیز و غیرنظامی؟
نظر شخصی من این‌است که اگر‌چه در شروع این ماجرا به دلایل گوناگون از جمله تأثیرات ناشی از جنگ، اهداف نظامی بوده‌است، ولی حالا دیگر هدف برنامه‌ی هسته‌ای ایران ساخت بمب و استفاده‌های نظامی نیست، البته هدف صلح‌آمیز و غیرنظامی هم نیست! بلکه من فکر‌می‌کنم هدف ایران رسیدن به نقطه‌ای است که ساخت بمب، تنها یک تصمیم سیاسی باشد و محدودیت‌های فنی نداشته‌باشد. حاکمیت ایران می‌خواهد بدون نیاز به تغییر ایدئولوژی و سیاست‌هایش، در دنیا جدی گرفته‌شود و در داخل پایدار بماند. باید‌پذیرفت که اگر حکومت هزینه‌ی تغییر ایدئولوژی و سیاست‌های خود را آن‌قدر بالا بداند که در‌برابرش هزینه‌ی انزوای دوره‌ای و برخی تهدید و تحریم‌ها کم‌شمرده‌شود، راه‌حل "رسیدن به نقطه‌ای باز‌گشت‌ناپذیر در زمینه‌ی تکنولوژی هسته‌ای" راه‌حلی بسیار هوشمندانه و خوب است. "شکست و زمین‌گیرشدن آمریکا در عراق"، "یک‌دست‌شدن حاکمیت" و "افزایش شدید درآمدهای نفتی" بهترین موقعیت زمانی را برای اجرای این راه‌حل فراهم‌کرده‌است.
کلاً من تحلیل‌هایی که حاکمیت ایران را نادان و احمق و عقب‌افتاده می‌داند، دوزار قبول‌ندارم! به‌نظر من این مواضع، ارزش‌ها و جهت‌گیری‌های کلی جمهوری اسللامی است که جای حرف و سخن و انتقاد بسیار دارد و گرنه روش‌ها و راه‌حل‌های آن‌ها برای جهت‌گیری‌هایی که درست‌می‌دانند، خیلی هم هوشمندانه و درست است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 21:32  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin