نتخابات مجلس خببرگان و کلیت این نهاد با وجود اهمیت بالقوه بهگونهایاست که تقریباً هیچ فرد مستقلی حاضر نیست، از سازوکارهای مرتبط با آن دفاعکند. این قضیه چنان آشکاراست که حتی علناً مجبورند انتخابات آنرا با انتخاباتی چون مجلس یا شورا همزمانکنند و رهبری هم آشکارا دلیل امر را اهتمام بیشتر دانست. بگذارید اندکی ماسک روشنفکری، مخالفخوانی و کلیگویی را کناربگذاریم و به راهکاری عملیاتی در چارچوب جمهوری اسلامی برای تغییر این وضعیت و دورهای معروف آن بیندیشیم. البته واضحاست که ما راهی برای عملیکردن این پیشنهاد نداریم!
اصل صد و هشتم قانون اساسی، که اصل مرجع در زمینهی مجلس خببرگان است عیناً بدینصورت است:"قانون مربوط به تعداد و شرایط خببرگان، کیفیت انتخاب آنها و آییننامهی داخلی جلسات آنان برای دور نخست بهوسیلهی فقهای شورای نگهببان تهیه و به تصویب نهایی رهبر انقلاب میرسد. ازآنپس هرگونه تغییر و تجدیدنظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط در صلاحیت خود آنان است"
میبینید که طبق قانون تغییروضعیتی که در ابتدای یادداشت از آن صحبتشد هیچ نیازی به تغییر قانون اساسی یا تصویب مرجع دیگری ندارد. اما پیشنهادهای من چیست؟
۱- انتخابات بهجای استانیبودن، مانند انتخابات ریاستجممهوری ملی شود و کاندیداها در سطح کشور رقابتکنند.
۲- اعضاء این مجلس به تعدادی بین ۵ تا ۱۰ نفر کاهشیابد.
۳- شرایط عضویت در این مجلس، بهگونهای تعیینشود که هم شرایط خبرگی را پوششدهد و هم صلاحیتهای عملی و سیاسی را نشاندهد. این موضوع تأیید صلاحیت توسط شورای نگهببان را هم بیمعنا و بنابراین حذفخواهدکرد. شرایط پیشنهادی چیزهایی از قبیل یکدوره ریاست یکی از قوای سهگانه یا مسئولیت وزارت، سه دوره نمایندگی مجلس، ۱۰ سال معاونت وزارت یا ریاست در سازمانهایی که مستقیماً زیر نظر رئیس یکی از قوا فعالیتمیکنند، شرایط عمومی مانند نداشتن سوء پیشینه و نظایر اینهاست.
۴- تصویب این موضوع که سالیانه یکبار اعضاء مجلس خببرگان در مجلس شورا حاضرشده و گزارشی از عملکرد خود را در جلسه رسمی-علنی یا غیرعلنی- ارائهدهند و به سؤالات نمایندگان پاسخدهند.
۵- مذاکرات این مجلس با رأی اعضای آن میتواند منشرگردد.
اینها پیشنهادهای من بود. شما هم فکرکنید. به یک معنا اصلاحات یعنی همین فکرکردنها و راهکارپیشنهادکردنها.