تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

در آغاز تعطیلات نوروزی یادداشتی نوشتم با عنوان "جاذبه‌های توریستی وبلاگستان" که با استقبال خوبی هم رو‌به‌رو شد. حالا، در اواسط تعطیلات تابستانی،  ورژن جدید راهنمای گردش‌گری در شهر بی‌در‌و‌پیکر وبلاگستان فارسی تقدیم‌می‌کنم:

در زیر بهترین وبلاگ‌ها،  به سلیقه‌ی من و بر اساس کیفیت محتوا، نرخ تولید محتوا و استقبال خوانندگان و بدون ترتیب، جهت راه‌نمایی به وبلاگ‌گردهای سرگردان در کوچه‌پس‌کوچه‌های وبلاگستان، انتخاب‌شده‌است. با این توضیح که با هیچ‌یک از وبلاگ‌نویسان آشنایی شخصی ندارم :

بهترین وبلاگ‌های شخصی/ روزمره‌‌:

زیتون -  گوشزد-  نیک‌آهنگ کوثر-  آزاد‌نویس (همایون خیری)سیبیل طلا (نازلی کاموری) - آشپزباشی - یک وجب خاک اینترنت (پژمان)کیوان (از پشت یک‌سوم)  - فروغ -  علی قدیمی- خورشید خانوم- حسین درخشان 

بهترین وبلاگ‌های تخصصی:

یک لیوان چای داغ (اقتصاد)-  یک کلیک برای همیشه (امیر عظمتی) و آپدیت بلاگ(آی‌تی)–   جامعه‌شناسی ایران(جامعه‌شناسی)-   شهر خرد(آراء روشنفکری دینی)-  دات دکتر یونس شکرخواه(سایبرژورنالیسم)-      دنیای ف...شکن عبور از فیل‌تراسیون، نشانه (نشانه‌شناسی)- کتاب‌های رایگان فارسی (کتاب‌خانه)- علمی آموزشی (پزشکی)-  اشکان خواجه‌نوری (تبلیغات)-  وبلاگ ورزشی (فوتبال)

بهترین سیاسی‌نویس‌ها:

محمد‌جواد روح- علی معظمی- فرهاد رجبعلی- مریم شبانی-  الپر - امید معماریان- فرید مدرسی

بهترین اندیشه‌ورزان وبلاگستان:

راز (پویان) -  عنکبوت (امین)سیبستان (مهدی جامی) آب و آیینه-  فرانکولا-  دبش (کلهم اجمعین!)- مسرت امیرابراهیمی

بهترین لینکستان‌ها:

صبحانههفتان  بلاگ‌نیوز+ ،+ -  دو در دوپیوندکده-  لینک‌دونی- هنر( پر از لینک آخرین یادداشت‌های وبلاگ‌نویسان در مورد هم‌جنس‌گرایی و فراهنجارها)

بچه‌معروف‌های وبلاگستان فارسی:

محمد‌علی ابطحی (رئیس دفتر خاتمی)- احمد شیرزاد (نماینده مجلس ششم)- رجب‌علی مزروعی(نماینده مجلس ششم)- عماد افروغ (نماینده مجلس هفتم)-  احمد باطبی (دانشجوی زندانی)-  مصطفی تاج‌زاده (فعال سیاسی)-  مصطفی معین (وزیر علوم و کاندیدای ناکام و نادان!) -  عطاءا...مهاجرانی و همسرش جمیله کدیور (وزیر و وکیل اسبق)-  وبلاگ رسمی(!) علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه خیلی اسبق!)-  مازیار ناظمی (گوینده‌ی اخبار ورزشی تلویزیون ایران)-  کامران نجف‌زاده (خبرنگار ۲۰:۳۰ که روحش را به شیطان فروخته‌است)- وبلاگ بی‌بی‌سی فارسی (معلوم نیست چرا دست‌اندر‌کاران چندان آن را جدی نگرفته‌اند. بیشتر متن‌هایش را یکی‌دونفر می‌نویسند و در سایت یا رادیو هم هیچ تبلیغ مناسبی نداشته‌است.)-  سهیل محمودی  (شاعر، ترانه‌سرا و مجری برنامه‌ی تلویزیونی با کاروان شعر و موسیقی)- مصطفی ملکیان (روشن‌فکر دینی، البته خودش نمی‌نویسد ولی مطالب او عیناً نقل‌می‌شود)- داریوش آشوری (روشن‌فکر ایرانی)-  عباس معروفی، منیرو روانی‌پور (نویسندگان برجسته ایرانی)-  مسعود ده‌نمکی(!)-  شبنم طلوعی (بازیگر سینما) 

بچه گم‌نام‌های وبلاگستان!:

- روزمرگی‌های یک جوان دستفروش تهرانی که وضع مالی خانواده‌اش خوب است را هم در وبلاگ دستفروش می‌شود‌خواند.

- وبلاگ خاطرات یک افسر وظیفه را هم از دست‌ندهید. شیرین سخنی که گاه بسیار تلخ می‌نویسد: كشتن نسل حتماًً با زور تفنگ و رگبار و بمب اتم ميسر نميِ‌شود . نسل ما قتل‌عام شده است. به‌وسيله مغز معيوب كساني كه با چندين سال سن، فردا را هم براي خودشان مي‌خواهند."

"لعنت به تو چراغ قرمز كه جريمه ات بيست هزار تومان است. موتور‌سيكلتي از چراغ قرمز عبور كرد . من به او نگاه‌كردم و او به من فحش داد . من تنها به او نگاه كردم و او به من فحش داد ." ( شاید موتورسوار نسبتی با نانا مرکز فحش و فضیحت وبلاگستان داشته‌است)

- وبلاگ‌گرد گم‌نام ...آخیییییی...!

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 20:49  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وقتی خداوند عقل را قسمت‌می‌کرد، مؤمنین مشغول عبادت‌بودند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 16:48  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

سیاست‌مداری در ایران دو مرحله دارد:

۱- در زمان انتخابات حرف‌هایی بزن که مردم دوست‌دارند‌بشنوند.

۲- پس از انتخابات کارهایی بکن که  دوست‌داری.

اولی تولید انبوه مشارکت در انتخابات و دومی تولید انبوه دلسردی و بی‌تفاوتی می‌کند که هر دو برای سیاست‌مدار مفیدند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 10:21  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 دو دونده الف و ب را در‌نظر‌بگیرید که با سرعتی مشابه در کنار هم‌دیگر دارند‌می‌دوند. در یک حالت ممکن است دونده‌ی الف ناگهان به هر دلیلی –مثلاً خستگی یا مصدومیت یا توان اندک جسمانی- سرعتش کاهش‌پیدا‌کند و یا حتی بایستد. در‌این‌صورت واضح است که دونده‌ی ب پیش‌می‌افتد و برنده‌خواهد‌شد. در حالت دیگر ممکن است دونده‌ی الف تغییری در سرعتش ندهد اما دونده‌ی ب به هر‌دلیل ناگاه با سرعتی چند‌برابر پیشی‌گیرد و الف را جا‌بگذارد.

حالا این‌ها را چرا گفتم؟ به‌نظرم تمثیل خوبی است که بر اساس آن، نوع وضعیت عقب‌ماندگی ایران و کشورهای مشابه را با پیشرفت جوامع غربی مقایسه و مشخص‌‌کنیم. اگر عقیده‌داشته‌باشید که حالت اول در تاریخ رخ‌داده، بایستی دنبال دلایل عقب‌ماندگی و انحطاط خود و این‌که "ما چگونه ما شدیم" بگردیم –مثل کاری که امثال دکتر‌جواد‌طباطبایی و صادق زیباکلام و... می‌کنند- و اگر حالت دوم را صحیح‌بدانیم انحطاطی در وضعیت ما رخ‌نداده و سرعت ما تغییری نکرده است بلکه جهشی در سوی دیگر رخ‌داده‌است. در واقع باید پرسید" آن‌ها چگونه آن‌ها شدند؟"

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 تیر1385ساعت 17:29  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گنجی در مقاله جدیدش نوشته‌است: " اصالت از آن فرهنگ است. اين بدين معني است كه اگر بخواهيم اساس را شعور انسانها بگذاريم، بايد بگوييم بزرگ‌ترين يا يگانه مشكل يا علّه‌العلل مشكلات جامعه‌ فرهنگ آن است و مراد از «فرهنگ» مجموعه‌ي باورها، احساسات و عواطف، و خواسته‌ها، آداب و رسوم، عادات و مَلَكات و الگوهاي ذهني ـ رواني ـ رفتاري مشترك افراد جامعه است. تا عناصر و مؤلفه‌هاي نامطلوب، باطل، غلط، و ناسالم فرهنگ جامعه حذف و طرد نشوند و نوعي جرح و تعديل و حك و اصلاح و تغيير و تبديل فرهنگي انجام نگيرد و بخشي كمابيش وسيع از باورها، احساسات و عواطف، خواسته‌ها، آداب و رسوم، عادات و ملكات و الگوهاي ذهني ـ رواني ـ رفتاري مشترك افراد جامعه دگرگون نشود تغيير همه‌ي آرمان‌ها و نهادهاي حكومتي يا ساختارهاي اجتماعي هيچ سودي نخواهد داشت. كساني كه فرهنگشان دست نخورده مانده است، نظام سياسي و حكومتي جديد يا نهادهاي اجتماعي جديد را دير يا زود به صورت همان نظام سياسي و حكومتي قديم يا نهادهاي اجتماعي قديم درمي‌آورند و با همان عقب‌ماندگي‌ها و بدبختي‌ها دست به گريبان مي‌شوند"

باید‌بگویم که این سخن دقیقاً خلاف عقیده‌ی من در یادداشت پیشین است. همان‌{یزی که من شبه‌راه‌حل و ترفند روشن‌فکران ایرانی خوانده‌ام. به گمان من فرهنگ عامل تغییر نیست، بلکه معلول شرایط اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی است. در واقع این مسائل عینی هستند که بر مسائل ذهنی تأثیر‌می‌گذارند نه برعکس.

تا نظر شما چه باشد؟

+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 17:26  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به گمان من مسأله راستین روشنفکری ایرانی "درک چرایی عقب‌ماندگی ایرانی و توسعه‌یافتگی غربی وچگونگی برون‌رفت از این  بن‌بست تاریخی" است و لاغیر. هر مسأله‌ای جز این‌را شبه‌مسأله‌ای می‌دانم که ما را از مسأله‌ی اصلی باز‌می‌دارد. از جمله‌ی این شبه‌مسأله‌ها پروژه‌ی روشن‌فکری دینی، یعنی سازگارکردن دین‌باوری و مدرنیته است.

جز شبه‌مسأله‌هایی که مطرح‌شد، شبه‌راه‌حل‌ها را هم باید شناخت. یکی از آن‌ها ترفند روشن‌فکری ایرانی است. ترفندی برای فرار از پاسخ‌گویی به مسأله. این ترفند بر اساس "فرهنگ‌باوری" یا به‌اصطلاح "اصالت فرهنگ" پایه‌ریزی‌شده‌است. صورت‌بندی کلی این شبه‌راه‌حل به‌این‌صورت‌است:

-         چرا ایرانی عقب‌ماند؟ به دلیل مشکلات فرهنگی

-         راه‌حل چیست؟ فرهنگ‌سازی

کلاً دوگانه‌ی "مشکل فرهنگی-  راه‌حل فرهنگ‌سازی" ترفند تکراری برخی فعالان و روشن‌‌فکران در مورد هر مسأله‌ای شده‌است. مثلاً چرا ترافیک‌مان این‌جور است یا محیط زیست‌مان آن‌جور؟ چون فلان مشکل فرهنگی را داریم. چه‌کار باید بکنیم؟ باید فرهنگ‌سازی کنیم. بیشتر مقالات و اظهار‌نظرهای حکیمانه‌ی روشن‌فکران و فعالان اجتماعی ایران شامل همین ترفند و همین شاه‌کلید دوگانه است. ترفندی که نه به دلایل ریشه‌ای و این‌که "چرا ما فلان مشکل فرهنگی را داریم و بقیه نه؟" می‌پردازد و نه راه‌حل عملیاتی و مشخص پایداری برای مسائل پیشنهاد‌می‌کند.

اولین قدم برای برون‌رفت از بن‌بست تاریک توسعه‌نیافتگی و عقب‌ماندگی، تشخیص مسأله اصلی و شناسایی و ردیابی شبه‌مسأله‌ها و شبه‌راه‌حل‌هاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 11:38  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این چند‌روزه را در دهکده‌ی تفریحی زاینده‌رود در چادگان بودم. این وبلاگ هم به‌همین‌دلیل خاک‌می‌خورد که البته به‌زودی جبران‌خواهد‌شد! دهکده، پر از ویلاهایی است که سازمان‌های مختلف دولتی به عنوان خدمات رفاهی و تفریحی به کارکنان‌شان اجاره‌می‌دهند. هوایی تمیز و تا حدودی خنک و محیطی سرسبز و زیبا دارد. جای‌تان خالی! عکس‌های زیادی هم گرفته‌ام ولی راستش تا حالا عکس آپلود نکرده‌ام. کاش بلاگفا خودش محیطی برای آپلود عکس در اختیار کاربران می‌گذاشت.خلاصه ما بازگشتیم... تیتر بی‌ظرافت یادداشت را هم بی‌خیال شوید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 8:50  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فرازهایی از سخنان محمد طبیبیان:

"ما هميشه فكر كرده ايم كه مفت زندگى كردن هم مطلوب است هم ممكن. بنابراين علم اقتصاد لازم نداريم. كافى است كه بگوييد افرادى داراى فره ايزدى بيايند حق ما را بدهند و ما مفت زندگى كنيم. اين طرز تفكر هنوز هم در جامعه ما جايگاه گسترده دارد چنانكه اگر يك كانديدا بيايد در حضور مردم بگويد به من راى بدهيد كه من بروم بالا، من به شما خانه هاى بزرگ ، ماشين هاى آخرين سيستم مى دهم چرا شما غذاى مفت نخوريد چرا بچه هاى شما كامپيوتر نداشته باشند، به من راى بدهيد. من فراهم مى كنم. و كانديداى ديگر بگويد اگر به من راى بدهيد من زمينه كار و كوشش را فراهم مى كنم تا همه با هم كار كنيم. تلاش كنيم تا زندگى مان ۵ درصد يا ۷ درصد يا ۱۰ درصد در سال بهتر شود چون بيشتر از اين امكان ندارد. مردم به كدام يك راى مى دهند؟ پاسخ مشخص است.. تا زمانى كه ما در اين دو حيطه  (اقتصاد و سیاست) با اين ويروس هاى ذهنی كنار نياييم و آنها را منتفى نكنيم نمى توانيم خرد را به كار ببريم. "

پ .ن : رستاک دارد کولاک می کند! این یکی را هم بخوانید: تجربه دو دوره شوراها در ايران دليل روشني بر نارسايي و آثار مخرب تاكيد مدام بر دموكراسي به معني مراجعه مكرر و مستقيم به آراي مردم در همه امور ملي و منطقه‌اي است. به ويژه پيش از قوام يافتن حاكميت قانون، نهادهاي ناظم و حل منازعه كارا و مقتدر، بخش خصوصي بزرگ و مستقل و سطح قابل قبولي از آموزش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1385ساعت 13:6  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اصلاً قصد ندارم نوشته ای ضداسلامی بنویسم و موجب تشویش اذهان آدم‌های متدین شوم. ولی حقیقت این است که سال‌گرد وفات دختر پیغمبر که می‌شود ناخودآگاه یاد این مطلب می‌افتم که همه مردم باید ایشان را الگوی خود بدانند! حالا در چه زمینه‌ای؟ من نمی‌دانم! بسیار خوب! من یک جوان هستم و سعی می‌کنم ایشان و پدر و فرزندان‌شان را الگوی مهم‌ترین کارهای زندگی‌ام یعنی تشکیل خانواده و روابط خانوادگی قرار‌دهم:

* پیامبربازنی ثروتمندومرفه و سال‌ها بزرگ‌تر از خودش به نام خدیجه ازدواج کرد.آیاطبقه اجتماعی واقتصادی وهم کفو بودن افراداهمیتی ندارد؟ هم‌چنین وی، بدون توجه به سوابق خانوادگی بادخترابوسفیان ازدواج کرد.آیاخانواده درامرازدواج اهمیتی ندارد؟ گویا سن و سال هم بی‌اهمیت است چون  پیامبردرسنین بالا، بادختربچه ای ۱۴ساله به نام عایشه (دختر ابوبکر) ازدواج کرد. گویا فاطمه هم در سنی کمتر به عقد علی درآمد.

* امام حسن زنی برگزید که اورامسموم‌کرد و کشت! الگوی انتخاب همسر؟؟؟؟

* زن امام حسین هم احتمالاً دخترپادشاه ساسانی که نامه‌ی پیامبرراپاره کرد، بوده است که از سرزمین ایران غنیمت (!)گرفته‌شده‌بود. الگو؟؟؟

* امام رضا برای پسرش، امام نهم، دختر مأمون –که طبق افسانه‌های شیعی قاتل امام رضاست- را خواستگاری‌کرد!

*همسران این امامان (الگوها) هیچ کاراجتماعی انجام نمی داده اندوخانه نشین بوده اند. البته امام اول درخطبه  ۸۰ نهج‌البلاغه گفته‌اند: "اگربتوانی کاری کنی که زنت جزخودت هیچکس دیگری رانشناسدحتماچنین کن".

* همه این افراد، بیش ازیک زن داشته اند. آیااین امرپسندیده ای است ؟

*تمامی این افراد دارای تعداد فرزندان زیادبوده اند وحتی دردعاهای خود ازخداوندتوانایی برداشتن فرزندان بسیارراطلب می‌کرده اند.(ر.ک. صحیفه سجادیه)

*هرگزموردی ازمشورت ایشان بازنان‌شان درتاریخ ثبت نشده است، بلکه پیروان راازاین کاربرحذرمی‌داشته‌اند. به قول امام علی "زن، خوبش بد است!"

*درحین داشتن زنان، کنیزکانی نیزداشته اند که درمواردی زیباترین کنیزکان به غنیمت گرفته شده را انتخاب می کردند.(مثال:ماریه قبطیه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 22:51  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شکست‌اندیشی همگانی

(۱) از هگل نقل‌کرده‌اند که گفته‌بود: "تاریخ به ما می‌آموزد، که تاریخ، هیچ، به ما نمی‌آموزد!" و به‌راستی که در این جمله حقیقتی است، به‌ویژه در مورد ما ایرانیان. ما که تاریخ‌مان تاریخ گسست‌ها و انقطاع‌هاست، تاریخ خاموشی و فراموشی، مردمی بدون حافظه‌ی تاریخی که تکرار تاریخ را نمونه‌ای هستند نمادین. انسان ایرانی، انسان بی تاریخ است.

من بر‌این‌گمانم که تنها راه کسب حافظه‌ی تاریخی و پرهیز از دور باطل اشتباهات و ناکامی‌های تاریخی،  ایجاد بستر تبادل نظر عمومی و گفتگو میان عاملان تاریخ، که خود ما هستیم، است.

سوم تیر۱۳۸۴، یکی از روزهای تکراری تاریخ سرزمین ما بود. بایستی راجع به آن سخن‌گفت و باب گفت‌و‌گو را باز‌کرد. چنان‌چه در کاری پسندیده در وبلاگستان، به دعوت الپر کسانی  چنین‌کردند.

 نخستین پرسش این است که چه‌شد که آن‌ شد که شد:

۱) چرا آن‌ها ۱۷میلیون رأی‌آوردند؟

-         تقلب؟ اعتقاد به میلیون‌ها رأی متقلبانه، عقلانی نیست.

-     حزب پادگانی؟ منظور صراحتاً چه کسانی هستند؟ آن‌ها میلیون‌ها نفرند؟ این حزب قبلاً کجا بود و چه می‌کرد که اصلاح‌طلبان رأی می‌‌آوردند؟ در دور اول کجا بودند؟

-         نفرت از رقیب؟ رقیب دقیقاً به چه دلیلی این‌قدر منفور بود؟ آیا نفرت با شرکت‌نکردن قابل اعلان نبود؟

-         محبوبیت؟ چه شواهدی محبوبیت او را نشان می‌دهد؟ چرا او باید محبوب باشد؟

-     عوام‌فریبی؟ آیا ۱۷ میلیون عوام در میان بزرگ‌سالان ایرانی وجود دارند؟ این عوام در دور اول کجا بودند؟ چه خواسته‌هایی را عوامانه می‌دانید؟ چرا؟ جلب نظر که کار هر نامزد انتخاباتی است، چه تفاوتی با عوام‌فریبی مورد نظر دارد؟

-         چرا نمی‌دانستیم چنین می‌شود؟

(۲) گفته‌اند: "به آینده بیندیشید و برای آن کاری کنید چرا که قرار است بقیه عمرتان را در آن بگذرانید!" اما بر خلاف این سخن، سراسرفرهنگ و تاریخ ایران خالی از آینده‌نگری و آینده‌پژوهی بوده‌است. انسان ایرانی چو فردا شود فکر فردا کند! سوم تیر ۸۴، سالمرگ اصلاحات، گذشت و بهار ۸۸ آزمون دیگری برای مردمان ایران‌زمین خواهد‌بود. دیروز به سر‌رسید و فردا سر خواهد‌رسید، حال پرسش دوم این است که برای این‌که فردا چون دیروز نشود، امروز چه باید‌کرد؟ :

۲)  چه‌باید‌کرد که آن‌ها دیگر رأی نیاورند؟

از همه خوانندگان دعوت می‌کنم به این دو پرسش، در وبلاگ‌های‌شان (یا دست‌کم در قسمت نظرات)  پاسخ‌گویند. اگر چنین‌کردید مرا هم بی‌خبر نگذارید، تا با گردآوری دید‌گاه‌ها، داوری جمعی را به مدد طلبیم.

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1385ساعت 20:32  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که اکثر تمدن‌های عظیم نه در مخاصمه با دیگر تمدن‌ها که در اثر تهاجم بربرها (یعنی اقوامی که با‌تمدن و شهرنشینی بیگانه بودند) فروپاشیده‌اند. هجوم مغولان به تمدن مسلمین، هجوم تازیان به تمدن ایرانی، فروپاشی تمدن یونان باستان در مواجهه با بربرها، سقوط روم به‌همین‌ترتیب و... همه گونه‌هایی از همین الگوی تاریخی، یعنی سقوط تمدن‌ها در برابر تهاجم بربرها، بوده‌است. دیوار چین نیز نمادی از تدبیر تمدن در برابر بربریت است. سلاح اصلی بربرها در این جنگ‌ها خشونت، سرسپردگی و اطاعت محض از فرمانده  یا آتوریته (مثلاً قوانین یاسای مغولان یا آیین اسلام اعراب)

حال سؤال این است: آیا جریان‌هایی مانند القاعده و به‌طور‌کلی جنگ‌سالاران بنیادگرا همان الگوی تاریخی را تداعی نمی‌کنند؟

+ نوشته شده در  جمعه 2 تیر1385ساعت 17:22  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin